کارهایم

۱۸ مطلب با موضوع «طراحی» ثبت شده است

در پست قبل مراحل طراحی لوگوی من‌شور را توضیح دادم، در این پست هم تصاویری از هویت گرافیکی آن را با هم خواهیم دید.

برای شروع حلقه و فعالیت آن در فضای مجازی ذوق زیادی داشته‌ایم و الآن هم البته داریم!؛ برای همین از ابتدا زمان زیادی را برای طراحی هویت گرافیکی آن صرف کردم و برای هر بخش آن اتودهای مختلفی می‌زدم. البته کم‌توانی نرم‌افزاری و هم‌چنین سلیقه‌ی ساده‌پسند من، مرا به سمت نرم‌افزارهای فلت‌دیزاین مثل ایلوستریتور سوق می‌داد. 

در طراحی هویت گرافیکی سعی کردم غیرتصویری بودنِ ماهیتِ جلساتِ بحث و گفت‌و‌گوی نظری را جبران کنم و گرافیک برای خودش حرف مجزایی داشته باشد، هم‌چنین به دنبال فضای شوردار و شادی بودم که با تنوع رنگ‌ها تا حد ممکن ایجادش کردم. داشتن ته‌مایه‌ی هندسی و رنگی مشترک در پست‌های اینستاگرامی من‌شور نیز موضوعی بود که پس ذهن‌م داشتم.

ما برنامه‌های زیادی برای پست‌های مجازی من‌شور داشته و داریم، اگر فرصت و توفیق داشته باشم، ان‌‌شالله تنوع پست‌ها در آینده بیش‌تر خواهد شد و شاید این پست شمار‌ی دویی هم داشته باشد. 

 

 

حلقه‌ی مطالعه‌ی من‌شور سلسله‌ای از جلسات هفته‌گی‌ست که موضوعات خاصی را در قالب سیر مطالعاتی در نظر گرفته و در زمان جلسه مورد بحث قرار می‌دهد. طراحی لوگو با توجه به معنای عنوان جلسات انجام گرفته است. «منشور» به عنوان وسیله‌ای که نور سفید اولیه را گرفته و آن‌ را به طیف رنگین‌کمانی تبدیل کرده و رنگ‌های آن را شناسا می‌کند، و «من» + «شور» به عنوان تشبیهی که این تلاش‌ها را موجب شست‌وشو و پاک‌تر شدن می‌داند مورد نظر بوده‌اند.

بدون توضیح اضافه‌تری، در ادامه‌ی مطلب طرح‌های اولیه و تلاش‌ها برای رسیدن به لوگوی تأیید‌شده آمده است.

 

برای هدیه‌ی عروسیِ عمو، می‌خواستم از ظرفیت‌های فب‌لب استفاده کنم. تصمیم گرفتم که جعبهٔ سکه‌های هدیه را خودم بسازم و البته به ترفندی آن را ویژهٔ آن مراسم خاص کنم. صبح زود به فب‌لب رفتم و چند اتود دستی و رایانه‌ای را با الگو گرفتن از نمونه‌های مشابه زدم. با یکی دو بار تست گرفتن به کمک برش لیزر، ویژگی‌های چوب موجود در کارگاه و به‌خصوص انعطاف‌پذیری آن دست‌م آمد. اصلاحاتی را بر روی فاصله‌ی لولاها و اتصلات کام و زبانهٔ آن ایجاد کردم و در نهایت یک حک عجله‌ای لیزری را بر روی آن انداختم تا متوجه شوند که آن را از بازآر نخریده‌ام :)).  

همین جسم کوچک که به ظاهر چیز خاصی هم نیست، در یک نیم روز کار در فب‌لب به من کلی درس ساختی و دیزاینی داد. علاوه بر این‌ها، تجربه‌ی ساخت و آزمون و خطا در یک کارگاه حرفه‌ای ساخت دیجیتال، آن‌قدر لذت‌بخش بود که نتیجه را خیلی به حساب نیاورم.

 

قصد داشتم برای آواتارم در فضای مجازی لوگویی طراحی کنم، بنابراین تلاش کردم که فلسفه‌ٔ نام «بِیدَق» را در قالب یک تصویر خلاصه و انتزاعی نمایش دهم. 

«بِیدَق» نام مهره‌ٔ سرباز شطرنج در ادبیّات کهن است. بِیدَق هنگامی که به انتهای صفحه‌ٔ شطرنج می‌رسد به وزیر تبدیل می‌شود. وزیر نیز در ادبیات کهن به «فرزین» معروف است. بنابراین برای فرزین شدن باید از بیدق بودن آغاز کرد؛ بیدقی که از ابتدای مسیر شروع می‌کند، قدم به قدم جلو می‌رود و با جنگ و تلاش خود را به انتهای صفحه می‌رساند و در انتها فرزین می‌شود...

خام‌دستی گرافیکی من را ببخشید!، همین خامی موجب شد که این لوگو رضایت خودم را هم جلب نکند و پس از چند هفته از استفاده‌اش پشیمان شوم، ان‌شالله به‌زودی قسمت دوم‌ش خواهد رسید :).

در ادامه، مراحل طراحی لوگو را نشان داده‌ام >>>

 

تصویر دوبعدی لوگو در نرم‌افزار Adobe After Effects CC 2014 سه‌بعدی شده و سپس چرخش ۳۶۰ درجه به آن داده شده است.

ذرات معلق نیر به صورت آماده در موشن استفاده شده و تغییرات جزئی در آن اعمال شده است.

تماشای فیلم از طریق این لینک: ( + )

 

این طرح مربوط به پروژه‌ی پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد من هست. موضوع انتخابی من طراحی پارکی با چند عمل‌کرد، با محوریت ورزش همه‌گانی و فضای تعامل محلی بوده است. سایت، واقع در محله‌ی امام‌زاده حسن‌(ع) در جنوب غربی تهران است.

برای مشاهده‌ی فرآیند طراحی و اطلاعات بیش‌تر، رساله‌ی نسبتاً مفصل این پایان‌نامه را مطالعه کنید:

 

دریافت
عنوان: رساله: طراحی پارک ورزشیِ امام‌زاده حسن(ع) - فرزین خاکی
حجم: 3.38 مگابایت

پیش از شروع طراحی هر کدوم از بچه‌ها بخشی از بیمارستان رو در قالب پاورپونیت ارائه دادن و بعد از اتمام اون طراحی بی‌مارستان رو شروع کردیم.

مسابقه‌ی طراحی قلک از طرف خیریه‌ی هنر و توسط سایت یانون دیزاین انجام شد. قرار بود که یکی از طرح‌ها ساخته بشه و به طور گسترده میان مخاطبان خیریه پخش بشه. 

من برای طراحی قلک بیش از هر چیز به دنبال یک اسباب‌بازی بودم! وسیله‌ای که خودش به طور مستقل یک ابزار یا اسباب سرگرمی و خلاقیت به شمار بیاد و البته قابلیت‌هایی هم در رابطه با نگه‌داری پول داشته باشه. این انگیزه‌ها من رو به طرحی رسوند که بیش‌تر شبیه به یک کانسپته تا یک ایده‌ی مناسب ساخت، و البته من از این موضوع پشیمون نیستم چون طرح‌های پر از جزئیات و خاص مثل این رو دوست دارم.  در این کار حافظ رئیسیان زحمت مدل‌سازی و رندر رو  کشید.

در ادامه توضیحاتی که برای دبیرخانه فرستادم رو هم‌راه با تصاویر می‌تونید ببینید.

طراحی موزه‌ی صلح رو با ایده‌ی خیر و شر شروع کردیم و می‌خواستیم با نشون دادن تضاد بین این دو، صلح رو برای مخاطب معنا کنیم، چرا که می‌دونستیم تا وقتی جنگی نباشه اصلا صلح بی‌معناست. در طرح نهایی، بازدیدکننده‌ها پس از عبور از فضایی به نام خلقت، وارد فضایی با حال و هوای جنگ و خشونت میشن. این فضای خشن اون‌ها رو دل‌تنگ آرامش و به اصطلاح صلح خواهد کرد. پس از عبور از راه‌روی شمالی که نقش واسط رو در سناریو داره، افراد به فضاهایی وارد میشن که صفات نیک انسانی براشون دوباره تعریف میشه و در راه‌روهای پایانی هم موضوعاتی مثل صلح ادیان یا صلح ملل بازتعریف میشه. در انتها بازدیدکننده از فضایی نیمه روشن که پوشیده از گیاه هم هست، وارد فضای باز نهایی یا به اصطلاح عدن خواهد شد و روشنایی رو بارخواهد یافت.

این طرح به طور مشترک با صائب کفایتی و محمدرضا نقی‌زاده طراحی شده. دوستان معماری ما هم چندی پیش زحمت انتشارش رو کشیدن.

 

سال دوم دانش‌گاه مسابقه‌ای برای طراحی پارکینگ اساتید برگزار شد و من به هم‌راه حافظ رئیسیان در یک گروه شرکت کردیم. از اون‌جا که می‌خواستیم کم‌ترین دخالتی رو تو زمین طراحی بکنیم، سازه‌ی چادری رو مناسب دیدیم که تنها با سه ستون نازک در باغ‌چه‌ی بالایی می‌تونست نیاز ما رو برطرف کنه. یکی از مهم‌ترین آیتم‌های قضاوت در این مسابقه اجراشدنی بودن بود. ما یک قاب فلزی هرمی شکل رو به عنوان اسکلت اصلی در نظر گرفتیم که سازه‌ی چادری به عنوان پوشش روی اون قرار می‌گرفت. خود قاب هم توسط ستون‌ها مهار می‌شد. 

این طرح تو مسابقه رتبه‌ی دوم رو آورد.